تبليغاتX
اخبار جبهه ملی ایران

 

 

بـــه ســـال کــودتــاي نــنــگ پــرور

 

بـــــه روز شــــانـــــزده از مــــاه آذر

زطـــوفــــان حــــوادث،گـــِردبــــادي

 

مـــروّت را بـخـــاک افـکنـــد بـستـــر

شهـــامـت را بدن شـد لاشــه درگــور

 

فضيـلـت را کـفـن شد جــامــه در بــر

بـــه بـــارآمــد بـــه دانشگـــاه،ننگــي

 

کـــزآن بــدتــر نشـــايـــد کــردبـــاور

فضيحت بــارْکــاري منــزلــت ســوز

 

بــه نـنـگ آبــادِ شــرم افــروخـت آذر

سيـاهي گــرتــوانـــي از شَبَـــه شُست

 

بـشـوي ايــن نـنـگ از دامـــان کشـور

بــه سيـمـاي حـکـومت داغ ايـن ننگ

 

همـــي بــرجــاي بــاشد تــا بـه محشر

 

بـدان هنگــام کــآمــد سوي(تــهــران)

 

ز« آمريکــــــا» نقيبـــي[1] دام گستــر

بــه نــام "نيـکسون"مــردي گــرانجـاه

  

ســبـکســرشـــاه را دمــســاز ويــــاور

بــه دانشگـــاه بـرشد جـنـب وجوشــي

 

نـه بــي انـدام،بـل فـرزانــه گــون فــر

بــه جـايــي کـزپـي ِ پيکــارِ سنـگيــن

 

بـــود پــاس شـرف را سختْ سنــگــر

چو دلهــا ريش ريش از" کودتــا "بود

 

بــه تـعـريضـش خروشـي داده شد سر

هــم آنـــگـــاه ازپـــي ِ آرايــــش زور

 

وز«آمريـکــا»بـه خــواهشمنـــديِ زر

حکومت داد فرمــان تــا کــه سـربــاز

 

بـــه دانشــگـــه درآيــــد،بــاد در ســر

در آويــزد بــه دانشجـــوي،ســربـــاز

 

چــو بــــرآهـو،پـلنـگ پـوستيــن در[2]

کـه مايـيـم اين زمـان فـائق بر اوضاع

 

هــمــــه آزادگـــــان را رانــــده از در

 

 

پس آن گَــه خيـل سربــاز دُژآهنگ[3]

 

پــــي فـرمــانـبـــري از ميـــرلشکــر!

قـــدم هشتـــنـــد درايــوان تـــدريـــس

 

همــه دُژخيــم خــو،پرخــاش مظهــر!

بـه ســان سنـگ پرتــابــي بـه تــالاب

 

کــه بــاشد مــاهيــان را وحـشـت آور!

بــه يکدم سـايـــه افکن شد درآن حـال

 

سحـــاب[4] مـرگ بـــرزيبنـده محضر!

دژم شــد،لحظــه هـا را چهـــرۀ شـــاد

 

دگــرشــد، ديـــده ها را نقـش منـظــر!

فـــرو گستـــرد بــوم وحشـت و بـيـــم

 

بــرآن بـــام همــايــون فــال،شهپــــر!

هيــاهـوئــي شــد انــدرجمـــع احـرار

 

ز شـــاگــــردان واستــــادان ِ رهبـــر!

دوان گرديده سربازان بــه هــرســوي

 

جـوانــان را بــه خشــم آورده يکســر!

ازيــن سـو حملـــه ور،برصحن تالار

 

وزان ســو تيـغـزن،بـرطـرف معبـــر!

نه برشاگردشـان،رحمــي بــه خــاطـر

 

نه از استـادشان،شرمــي بـــه رخْ بر!

بــه نــاگــاهـــان صداي ِ غـرّش تيــر

 

فــرو پيچـيـــد،زيــر طــاق اخـضـــر!

فــرو غلتيــد در خـون پيـکــري چنــد

 

ز نيـــکـــوتــــر جــــوانـــــان دلاور!

روان شــد خـونشــان درجــاي تعليـــم

 

کــه حـرمـت بـرحـريـمـش داد زيـور!

سه دانشجـو بــه خون خفتنـد درخـاک

 

بـه رخ چون گل،به بالا چون صنوبر!

بـــه بـــاغ زنــدگي،بــالنـــده شمشـــاد

 

بــه بـــرج آرزو،تــابــنــده اخــتـــــر!

ضميـــرهـريکــي تابان چــو مرآت[5]

 

بــه دلهــــاشـان دوصد اميـد،مُضمَر[6]!

بهـيــن چــشـــم وچــراغ دودمــانــهــا

 

بــه نـــورآبـــادِ هستـي شمــع انـــور!

شـده پــرورده هـريک بـا دوصد رنـج

 

درآغـــوش ِ محـبــــت زاي مــــــادر!

دريــــغ آن نــــوگــلان بــــاغ اميـــــد

 

کــه شـد پـرپـرزجوربـــاد صرصر[7]!

بـــه فـردوس بــريــن مستــانــه رفتند

 

کشيــــده ازشـهــادت جـــام وســاغــر!

درود مـــا بــرايـشـــان کــــآرَميــدنــد

 

بـــه زيـــر ســايـــه ي الـطــاف داور!

هـــزاران لعنــت حقّ بــرکســي بـــاد

 

کــه شــد سرکــارِ ايـن رفتــارمنـکَــر!

دوصد نفــرين بــرآن گلچيــن جبّــــار

 

کــه کــرد ايــن نــوگــلانِ بــاغ پرپر!

 

 

 

1- نقيب= مهترقوم- سرپرست

2-پوستين در=جانور پوست دار

3-دژآهنگ= بدخوي- خشمگين

4-سحاب=ابر

5-مرآت=آينه

6-مُضمر=پنهان

7-بادصرصر=بادتند

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 10:49  توسط هواداران جبهه ملی ایران   | 

 

بیانیه ۶ سازمان سیاسی،  جبهه ملی ایران، حزب ملت ایران، نهضت آزادی ایران، شورای فعالان ملی مذهبی، حزب ایران و حزب مردم ایران

 خشونت و فشار استبدادی

جنبش دانشجویی را گسترده تر و نیرومندتر می کند

بنام خداوند جان و خرد

در هر جامعه، دانشجویان و دانشگاهیان بعلت عدم وابستگی به ساختار حکومت و برکنار از اشتغالات مالی، در ارزیابی مسائل اجتماعی و سیاسی از بینش روشن، درست اندیشی و نواندیشی برخوردارند. بهمین جهت، در برابر نادرستی ها، نارسایی ها و نابسامانی های ناشی از سوء مدیریت و سیاست دولتمردان، به ویژه در رابطه با نفی و نقض آزادیهای بنیادین شهروندی که برای پیشرفت دانش و فن و توسعه جامعه ضروری است، مواضعی منتقدانه و گاه چالشگرانه می گیرند. بهمین دلیل، دانشجویان و دانشگاهیان همواره پیشگام تغییرات مسالمت آمیز همسو با ارزشهای روز بشمار می روند، بنابراین، غالبﺄ در رویارویی جدی با مقامات حکومتی قرار می گیرند.
از سوی دیگر، از آنجایی که دانشجویان مدیران و سرمایه های اجتماعی وسیاسی آینده کشور هستند و مواضع چالشگرانه آنان براستی نگرانیهای همه مردم از وضع موجود، و خواسته های مردم را بر پایه استدلال علمی– سیاسی بازتاب می دهند، از پذیرش اجتماعی ویژه برخوردارند. هنگامی که این موضعگیری ها در پیوند با بحرانهای درازمدت و زیانبار برای جامعه باشد، مردم به نحو آشکاری در مقام پشتیبانی از خواسته دانشجویان بر می آیند. چنانکه در پیوند با یک دهه جنگ ویتنام و پیامدهای زیانبار اجتماعی و سیاسی آن، دانشجویان دانشگاههای امریکا برای نخستین بار در مقام انتقاد و اعتراض به سیاستهای نادرست دولت فدرال برآمدند و قویا خواستار پایان دادن به آن جنگ غیرانسانی شدند، روندی که پشتیبانی اکثر مردم امریکا را در پی داشت. همینطور در دهه شصت، دانشجویان بسیاری از دانشگاههای کشورهای اروپایی، به ویژه فرانسه، مواضع اعتراض آمیزی نسبت به سیاستهای دولتهای خود در پیش گرفتند که سبب تغییرات سیاسی در برخی از آنها از جمله فرانسه شد.

نقش دانشجویان در تحولات یکصد سال گذشته جامعه ایرانی مشهود و رو به افزایش بوده است. در سالهای ۸۷-۱۲۸۷، که استبداد داخلی و استیلای خارجی که بر تمامی شئونات کشور سایه افکنده بود، در پرتو افزایش شمار فارغ التحصیلان مدرسه دارالفنون و آشنایی آنان با اندیشه های اجتماعی و سیاسی نوین، سبب نوشتن و انتشار رساله هایی در ترویج اندیشه های نوین درباره آزادی های مدنی و ضرورت تغییر نظام استبدادی شد. به ویژه پس از ماجرای تنباکو، بسبب گسترش قابل توجه مدارس جدید و افزایش شمار باسوادان در جامعه، دانشجویان و تجددخواهان با طرح اندیشه های نوین در چارچوب خواستهای مردمی، گسترش حوزه سیاست به پایین هرم جامعه را تشدید نمودند. روندی که به انقلاب مشروطیت انجامید. در این دوران، افزون بر نقش نواندیشان داخلی، دانشجویان ایرانی در خارج از کشور هم در پیشبرد این هدف ملی نقش ویژه ای ایفا نمودند.
پس از کودتای ۱۲۹۹، که سیاستهای نوسازی کشور مورد توجه حکومت استبدادی وقت قرار گرفت، بسیاری از روشنفکران و دانش آموختگان که خود پشتیبان برنامه های نوین سازی بودند، وقتی با سیاست سرکوب و ارعاب و کنترل مطبوعات و محدودیت آزادی های سیاسی و مدنی مواجهه شدند، دچار سرخوردگی سیاسی گشتند. چنانکه اعتراضات دانشجویی دانشکده های حقوق و تربیت معلم تهران در سال ۱۳۱۶ و بیانیه دانشجویان و دانش آموختگان ایرانی مقیم اروپا بر نقد سیاست حاکم، پیامدهمین سرخوردگی سیاسی بود. در همین سال نخستین مجمع دانش پژوهان مخالف رژیم دستگیر و اعضای آن زندانی شدند. در سالهای ۲۷-۱۳۲۰، دانشجویان در فعل و انفعالات سیاسی و اجتماعی کشور به ویژه در پیوند با برنامه های توسعه و نقش فعال احزاب، انجمن ها و مطبوعات، و تا حدودی در روند انتخابات تهران، حضور موثری داشتند. موثرترین حضور فعال دانشجویان در رابطه با فعالیتهای سیاسی و مدنی، در نهضت ملی کردن صنعت نفت پدیدار شد. همین سابقه فعالیتهای سیاسی این دوران سبب شد که پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هم فعالیتهای سیاسی دانشجویان با تمام محدودیتهای موجود همچنان ادامه یابد. شهادت سه نفر از دانشجویان مبارز و آزادیخواه در صحن دانشکده فنی دانشگاه تهران پیامد حضور شاخص دانشجویان در صحنه سیاست بود. از آن تاریخ روز 16 آذر (۱۳۳۲) و سپس روز یکم بهمن (۱۳۴۰)، روزهای پیوند جامعه دانشجویی با نسلهای آینده خود در مبارزه برای نیل به آزادی شدند. افسوس که خواست و آرزوی یکصد ساله ملت ایران برای دستیابی به آزادی و حقوق بنیادین و شهروندی هنوز گرفتار ارزشهای استبدادی مانده و مردم ایران کماکان باید شاهد رخدادهایی دلخراش چون ۱۸ تیرها و ۲۳ خردادها باشند.
اکنون بزرگداشت شانزده آذر در شرایطی برگزار می شود که صدها دانشجو بخاطر اعتراضات مسالمت آمیز خود در زندان ها بسر می برند و در استانه برگزاری بزرگداشت این روز، هنوز بسیاری از فعالان دانشجویی را دستگیر و روانه زندان می کنند.
ما امضاء کنندگان ضمن بزرگداشت این روز تاریخی اعلام همبستگی با جنبش دانشجویان و جنبش سبز مردمی برای استقرار دموکراسی و حقوق بشر، اعلام می داریم:
۱- دانشجویان در بند باید هر چه زودتر آزاد شده و از آنها اعاده حیثیت گردد.
۲- همه دانشجویان باید از امکانات و فرصتهای یکسان بهره مند شوند و از اعمال هرگونه تبعیض عقیدتی، اعتقادی و جنسیتی خودداری شود.
۳- استقلال از دست رفته باید به دانشگاها باز گردانده شود.
۴- از استقرار عوامل حکومتی مجری تفتیش عقیده و اعتقاد در دانشگاهها باید خودداری و به فضای امنیتی– پلیسی تحمیل شده به دانشگاهها پایان داده شود.
۵- ارزشهای آزاد اندیشی و نواندیشی که مقتضای منطقی و ضروری فضای علمی و پژوهشی دانشگاه است باید محترم شناخته شود.
۶- حقوق صنفی دانشجویان باید محترم شناخته شود.
۷- آمران و عاملان کشتار، خشونت و برخوردهای غیرقانونی با دانشجویان باید معرفی و مورد پیگرد قانونی قرار گیرند.

۱۵ آذرماه ۱۳۸۸

جبهه ملی ایران، حزب ملت ایران، نهضت آزادی ایران، شورای فعالان ملی مذهبی، حزب ایران، حزب مردم ایران

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 10:20  توسط هواداران جبهه ملی ایران   | 

 

دکتر مهدی مؤیدزاد، عضو شورای مرکزی و هیئت اجرایی جبهه ملی ایران

سیاست سرکوب پیشگیرانه هم راه بجائی نخواهد برد

دانشجویان ایران همیشه پیشگامان مبارزات آزادیخواهانه و ضد دیکتاتوری ملت ایران بوده اند. درنهضت ملی شدن صنعت نفت بدورانی می رسیم که بیگانگان و عوامل داخلی شان با کودتای ننگین بیست و هشت مرداد سی و دو، راه را بر پیروزی کامل ملت ایران بستند و رهبران ملت را برای سرکوب بیشتر نهضت به بیدادگاههای نظامی کشاندند. حکومت نظامی را برکشور ایران حاکم ساخنتد و دمکراسی نوپای ایران را به زنجیر کشیدند. با آغاز محاکمه دکترمحمد مصدق رهبر نهضت ملی ایران نخست دانشجویان بودند که در اولین فرصت ممکن در دانشگاه تهران گرد آمدند و بانگ اعتراض خویش را بگوش جهانیان رساندند .  کودتاچیان بخشم آمدند و فرمان سرکوب بیرحمانه دادند ودر پی آن سه دانشچوی دانشکده فنی دانشگاه تهران غرقه در خون به شهادت رسیدند. ازآن هنگام، شانزده آذر روز دانشجو نام گرفت. درت مام دوران خفقان محمدرضاشاهی و پس از آن در دوره استبداد دینی برآمده از انقلاب به کژراهه رفته سال پنجاه و هفت در چنین روزی فریاد آزادیخواهی دانشجویان در فضای دانشگاههای کشور طنین افکن است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 1:34  توسط هواداران جبهه ملی ایران   | 

در ۲۸ مرداد سي و دو حكومت ملي دكتر محمد مصدق با كودتاي بيگانگان و عوامل داخلي شان سقوط كرد. دانشجويان ايران كه در مبارزات نهضت ملي پيشتاز مبارزات ملت بودند در كنار اصناف، بازاريان و ديگر گروههاي اجتماعي در نهضت مقاومت ملي براي مقابله با حكومت كودتا گرد آمدند. حكومت شاه براي خاموش كردن مردم محاكمه دكتر مصدق را آغاز كرد. با شروع محاكمه دانشجويان نخستين گروه بودند كه بانگ اعتراض خويش را به گوش جهانيان رساندند. كودتاچيان خشمگين فرمان سركوب بيرحمانه دادند و در روز شانزدهم آذز ۱۳۳۲ سه دانشجوي دانشكده فني دانشگاه تهران قندچي، بزرگ نيا و شريعت رضوي در محوطه دانشكده بر اثر رگبار مسلسل ها به شهادت رسيدند و از آن روز شانزدهم آذر روز دانشجو ناميده شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 1:5  توسط هواداران جبهه ملی ایران   | 

کاخ سفید قطعنامه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی علیه ایران را پیشرفتی مهم برای باراک اوباما، رئیس جمهوری امریکا در عرصه سیاست خارجی ارزیابی کرد.

گفتاری از دکتر داوود هرمیداس باوند، استاد دانشگاه و تحلیل‌گر مسائل ایران و امریکا:

صدور قطع نامه‌ای علیه ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی برآیند مذاکراتی است که پیشتر انجام شد. گروه 1+5 در برابر ایران قویا خواهان مذاکره برای حل و فصل نگرانی‌های شکل گرفته پیرامون ابعاد فعالیت‌های هسته‌ای این کشور بود و این اصرار به مذاکرات ژنو و وین ختم شد.

در این مذاکرات بارقه جدیدی از وجود راه حل برای نیل به مقصود ایجاد شد اما موضع گیری‌های بعدی تهران که حاکی از فقدان وحدت استراتژیک در این مورد بود، سبب شد که عقب نشینی از تفاهمات وین را شاهد باشیم و این امر در پس از مشخص شدن موجودیت تاسیسات جدید اتمی در نزدیکی قم که به پنهان کاری ایران تعبیر شد، فضا را بر علیه جمهوری اسلامی فراهم کرد و در چنین فضایی بود که امریکاییان بنا شدند که کشورهای 1+5 به ویژه روسیه و چین را برای تصمیمات آینده و ایجاد جبهه ای واحد در برابر ایران بسیج کنند. البته برخی امتیازات از سوی امریکا به شرکای روس خود همچون برچیدن سپر دفاع موشکی از لهستان و چک و تعدیل موضع غرب و امریکا در ارتباط با مساله گرجستان، فضای همکاری میان اعضای 1+5 را فراهم ساخته بود.

در همین رهگذر این همکاری میان گروه 1+5 سبب شد تا پیام یا پیش نویس آنها در مورد ایران در شورای حکام بازتاب مثبتی پیدا کند و از سی و چهار عضو این شورا، بیست و پنج کشور من جمله اعضای دائمی شورای امنیت رای مثبت به قطع نامه آژانس علیه ایران دهند. در تصویب این قطع نامه تنها سه رای منفی و شش رای ممتنع را شاهد بودیم.

در هر حال طرف‌های مقابل ایران قطع نامه آژانس را به عنوان موفقیتی جدید در برابر موضوع هسته‌ای ایران اعلام کردند، البته با توجه به این که جمهوری اسلامی ایران رسما موضع خود را به شکلی متقن اعلام نکرده است و پیشنهاد ایران از سوی آقای البرادعی که اخرین روزهای مسئولیتش در آژانس بود، غیر قابل پذیرش اعلام شد؛ اما در هر حال هنوز زمینه برای یک گفت و گوی سازنده وجود دارد. اکنون فرصتی هست که اگر اقدامی در این فرصت انجام نگیرد نهایتا موضوع به شورای امنیت برای اتخاذ تصمیمات سخت تر یا اقداماتی در محدوده ماده 41 منشور سازمان ملل متحد ارجاع می‌شود.

اوباما، امریکا و قطع نامه جدید علیه ایران

از ابتدا اوباما بر آن بود که از طریق مذاکرات مسالمت آمیز و حتی تعدیل مواضع قبلی ایالات متحده امریکا در برابر کشورهایی چون ایران به پیروزی برسد و در دوران ریاست جمهوری نیز گام‌های اولیه مسالمت آمیزی را در برابر ایران برداشت که متاسفانه از سوی برخی کقامات جمهوری اسلامی با واکنش مثبتی مواجه نشد. از سوی دیگر اوباما هم در داخل امریکا تحت فشار جمهوری خواهان، کنگره و برخی نهادهای دولت فدرال مانند شورای امنیت ملی و فراتر از همه لابی اسرائیل قرار داشت. حوادث داخلی ایران هم که گسستی میان مردم و حکومت ایجاد و انسجام و اعتبار داخلی نظام را در دید خارجی‌ها دچار خدشه کرده بود در مجموع باعث شد که دولت امریکا و آقای اوباما در مسیر اتخاذ سیاست هایی جدی تر در قبال جمهوری اسلامی قرار گیرد که اولین طلیعه آن صدور قطع نامه شورای حکام علیه ایران بود.

بدون تردید اگر در این آخرین فرصت باقی مانده جمهوری اسلامی تعدیلی در مواضع خود انجام ندهد، گریز ناپذیر شورای امنیت سازمان ملل هم تدابیر سخت تری را اتخاذ خواهد کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 21:50  توسط هواداران جبهه ملی ایران   | 




فهرست نوشتارهاي شماره‌ي سوم:

سخن نخست / سردبير

•    تاریخ و فرهنگ

نوشتن تاريخِ اكنون / شروين وكيلي
ريشه‌يابي واژه‌ي مشروطه / ميثم نظمي
آرمان‌هاي انقلاب مشروطه / حميد احمدي
هم‌كاري‌ها و هم‌آوردجويي‌ها در جريان انقلاب مشروطه / امير نعمتي‌ليمايي
نقش ايل بختياري و علماي اصفهان در سقوط محمدعلي‌شاه / غفار پوربختيار
نزاريان ايران / شاهين پهنادايان
اليماييان؛ دنباله‌اي بر ايلاميان و تمدن ايلامي / الهام عليزاده
بحرين، چگونه از ايران جدا شد؟ / سيدحسن امين

•    ایران‌شهر

پيشينه‌ي طرح مباحث قومي / احسان هوشمند
گلِ رنج‌هاي كهن / جلال خالقي‌مطلق

•    جهان ايراني

سين‌كيان و تاج‌گوران؛ مرز ايران و توران / نادره بديعي
شش كتيبه‌ي فارسي در دربند داغستان / آناهيتا شاه‌رخي
ماندگاري يادمان‌هاي ايراني در سين‌كيان / علي علي‌بابايي

•    زبان فارسی

چرا واژگان ديگر زبان‌ها را به فارسي برمي‌گردانيم؟ / علي‌رضا افشاري
زبان فارسي، عامل بنيادين وحدت و پويايي حوزه‌ي فرهنگ ايران / پرويز ورجاوند

•    ایران‌گردی

وقتي كه افسانه‌ها گردش‌گران را افسون مي‌كنند / گروه گزارش
حکمت پنهان؛ لذت سفر در ایران / آرش نورآقایی

•    یادگارهای فرهنگی و طبیعی

يادگارهاي مشروطه را دريابيم / مونا قاسميان
گفتاري پيرامون نشان امدادرساني شيروخورشيد سرخ / شاهين زينعلي
مدرنيزاسيون آب‌خيزها و اثر آن بر دانش بومي / فاطمه ظفرنژاد

•    چکامه

آثاری از: استاد اديب‌ برومند، ماندانا مهدوي‌‌فر، سياوش يوسفي، ناهيد زندي، مرضيه طليعه گللو،
هادي هزاره‌مقدم، حسن نيك‌بخت، مانا قره‌خاني، مه‌زاد رازي، محمدتقي ابراهيمي‌خوجين
و امير صادقي

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 20:28  توسط هواداران جبهه ملی ایران   | 

نامه عباس امیرانتظام اسطوره مقاومت ایران به حنا مخملباف کارگردان جوان سینما برای اهدای جایزه اش به او .


سرکار خانم حنا مخملباف،

بسیار خوشوقتم که یکی از هموطنانم، با استعداد فطری خود در فن کارگردانی و تهیه فیلم برنده جایزه بین المللی شده است. این نشانه از استعداد و توانائی این ملت بزرگ و تاریخی است ، آن را به شما تبریک می گویم.

تعدادی از کارهای شما و پدر هنرمند و وطن پرست شما را دیده و تحسین کرده ام.

من به وجود شما و افرادی که با خلاقیت های خود نام پرافتخار ایران را در جهان طنین انداز می‌کنند افتخار می کنم و به امید روزی هستم که وطن عزیزمان آزاد و مردم آزاده ایران بتوانند در کنار هم به ساخت ایران نوین بپردازنند.

دخترم ، از اینکه با حق شناسی خود جایزه پرافتخار خودتان را به من هدیه کرده اید بسیار سپاسگزارم. اکنون که این نامه را می نویسم سی سال است که در زندانم آن هم به دلیل خدمتگذاری و تهیه " طرح انحلال مجلس خبرگان" که دولت موقت با اکثریت مطلق آرا آن را تصویب کرد ولی آقای خمینی آن را وتو و مانع انجام آن شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 12:43  توسط هواداران جبهه ملی ایران   | 

 

نهایت تاسف از درگذشت تیمسار حسن چمن آرا از امیران شریف ارتش ایران ٬ پدر دوست و هموند عزیزمان هرمز چمن آرا عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران در آمریکا آگاه شدیم.

جبهه ملی ایران این فقدان بزرگ را به خانواده محترم چمن آرا تسلیت میگوید

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 12:38  توسط هواداران جبهه ملی ایران   | 

 

به نام خداوند جان و خرد

 اعتراض مدنی مسالمت آمیز از بنیادی ترین حقوق شهروندی است. اعتراض مدنی برای اصلاح ناهنجاری ها و کاستی های یک جامعه بسته و خودکامه انجام می گیرد و راه را بر خشونتگرایی و در نهایت هرج و مرج و فروپاشی جامعه می بندد، و سردمداران را به نتایج رفتارشان هشدار می دهد. در طول اعتراضات مسالمت آمیز پس از انتخابات اخیر شاهد بودیم که این حق طبیعی و قانونی مردم که در قانون اساسی نظام کنونی نیز به صراحت تاکید شده، مورد تعرض بیرحمانه نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و لگدمال شد. اینگونه برخوردهای خشن و ضد مردمی شاید در کوتاه مدت به فروکش کردن اعتراضات بیانجامد، اما باعث می شود جامعه به سوی بحرانی فزاینده کشانده شود، بحرانی که هم اکنون آثارش را در سراسر سرزمین عزیزمان مشاهده می کنیم.

 در این میان دانشگاه به عنوان سنگر استوار دادخواهی جامعه از همان روز پس از اعلام نتایج، مورد دست اندازی کسانی قرار گرفت که زمانی از همین مکان مقدس به تبلیغ دیدگاه های خود در برابر رژیم گذشته می پرداختند. چه شده است که اینان حرمت نگه نمی دارند و دانشجو را که حکم گوش و چشم جامعه را دارد زیر شدیدترین فشارها قرار می دهند. اینان باید بدانند که دانشگاه بیدار است و این دانشجویان هستند که همچون گذشته چراغ آگاهی را در جامعه روشن نگه داشته و پرچم دادگری و آزادیخواهی را بر می افرازند  و در سخت ترین شرایط از آرمان های ملی و حقوق شهروندی دفاع و در راه تحقق آنها فداکاری می کنند. امروز دانشجویان در سخت ترین شرایط همچنان رهرو و کوشنده راه آزادی هستند و بر ماست تا از این پیشگامان حق خواهی و حقیقت طلبی پشتیبانی کنیم. حاکمیت تصور می کند که با زندانی کردن فعالان دانشجویی می تواند جنبش دانشجویی را از حرکت وادارد؛ اما امروز هر دانشجو به تنهایی مبارزی تمام و کوشنده ای خستگی ناپذیر است. با در بند شدن هر دانشجو، یارانش مصمم تر از پیش راه را ادامه می دهند.

 پیمان عارف و سلمان سیما دو تن از هموندان ما در سازمان دانش آموختگان جبهه ملی ایران اکنون در کنار بسیاری از دیگر دانشجویان و کوشندگان سیاسی در زندان بسر میبرند. چهار نفر دیگر از اعضای سازمان دانش آموختگان جبهه ملی ایران هم در تظاهرات 13 آبان دستگیر شده بودند، که پس از چند روز بازجویی آزاد شدند. پیمان عارف که پیش از این از تحصیل در دانشگاه محروم گردیده بود، پس از دستگیری، اکنون بیش از پنج ماه است که تحت فشارهای جسمی و روحی از جمله زندان انفرادی قرار گرفته و به هیجده ماه زندان نیز محکوم گردیده است. از وضعیت سلمان سیما که شنبه گذشته بازداشت شد هنوز اطلاعی در دست نیست. در این زمان که اخبار ناگواری از وضعیت زندانیان عقیدتی و سیاسی به گوش می رسد، ما نگرانی شدید خود را از وضعیت آزادی خواهان، بویژه دانشجویان، در بند اعلام می کنیم و حاکمیت را مسئول تندرستی همه زندانیان سیاسی و دانشجویی می دانیم.

 سازمان دانش آموختگان جبهه ملی ایران هر گونه فشار بر زندانیان را به شدت محکوم می کند و خواهان آزادی سریع و بی قید و شرط همه زندانیان دانشجویی و سیاسی در بند می باشد، که این امر نخستین گام برای برقراری آرامش و اعتماد می باشد. در غیر این صورت، هشدار می دهیم که سرسختی راه به جایی نخواهد برد و مسیر کنونی حاکمیت این سرزمین را به سوی فاجعه خواهد کشاند. تنها راه برون رفت از بحران، پذیرش خواست ملت ایران، یعنی برقراری حکومت خرد و قانون، و حرکت به سوی مردمسالاری و شایسته سالاری و ایجاد یک حکومت ملی است.

 سازمان دانش آموختگان جبهه ملی ایران

1 آذر 1388

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 12:23  توسط هواداران جبهه ملی ایران   | 

 

بيانيه 336 تن از تلاشگران سياسی، دانشگاهی، فرهنگی و اجتماعی به مناسبت سالروز شهادت پروانه و داريوش فروهر

بنام خدا

در یکم آذر ماه 1377 برگی دیگر از خشونتهای سیاسی در تاریخ ایران ورق خورد و داستان مظلومانه غرقه در خون شدن، پروانه و داریوش فروهر دو تلاشگر دیر پای راه آزادی و استقلال و سربلندی ایران، نگارش یافت. این قتل سیاسی حلقه‌ای از زنجیره‌ای بود که در کوتاهتر از یکماه منجر به ربودن و کشته شدن چند تن از شخصیت‌های دگراندیش شد. با این جنایت‌ها روح و روان جامعه مشوش و اذهان عمومی درون و بیرون کشور به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و به اعتراض عمومی منجر شد. بی‌گمان اگر نبود کوشش رئیس جمهور وقت و تلاش‌های آگاهی بخش مطبوعات، این زنجیره هم‌چنان افسار گسیخته به قربانی گرفتن ادامه می‌داد.

هر چند جنایت در ذات خود نفرت انگیز است اما این قتل ها از آن جهت بیشتر نفرت انگیز بود که برخی از عوامل حاکمیت مرتکب چنین جنایتی بودند و از سویی قربانیان از شهروندان عادی و بدون دفاع و بدون قشون و نفر بودند. مأموریتی که مطابق شرح وظایف قانونی و عرفی و اخلاقی می باید مدافعان حقوق شهروندی افراد جامعه باشند، مرتکب چنین جنایتی شدند.

پی آمد اعمال خشونت در دوران پس از انقلاب به وارد آمدن آسیب های جدی در گفتمان سیاسی ایران منجر شده است که شوربختانه هنوز هم  خودنمایی آن را در برخورد با اعتراض‌های مسالمت آمیز خیابانی و یا در بازداشتگاه هایی همچون کهریزک و یا در کشتار دسته جمعی نظامیان به روش انتحاری و یا ترورهای خیابانی در مناطق مرزی و یا اعدام های شتابزده و خارج از قانون می بینیم. حاکم شدن منطق خشونت به جای مسالمت، گفتگو، قانون و رعایت حقوق دیگران، دور باطلی از خشم و حذف را به ارمغان می آورد که راه به هیچ بیراهه‌ای هم نمی گشاید. طراحان این خط مشی، از خشونت بعنوان ابزاری برای حذف رقیب سیاسی و به کرسی نشاندن دیدگاهها و احراز موقعیت سیاسی استفاده می کنند. غافل از اینکه تجربیات بشری همواره ثابت کرده که بازتولید خشونت، خشونت است و نتیجه چرخة خشونت چیزی جز شعله ور کردن آتش کینه ورزی و بالا رفتن ظرفیت انتقام جویی جامعه و از بین رفتن توان ملی و در آخر رهنمون کردن جامعه به قهقرای عقب ماندگی و درماندگی در پی نخواهد داشت و پشتیبانان و کارگزاران آن نیز از آتش خشونتی که خود افروخته اند، در امان نخواهند ماند.

در سالمرگ آن دو سرباز نهضت ملی ایران و رهروان راه مصدق با ارج نهادن به آرمانهای ایران دوستی و آزادیخواهی آنان هرگونه اعمال خشونت از سوی هر نیرو، خواه درون و یا بیرون از قدرت سیاسی را خلاف منافع ملی و مصالح کشور دانسته و به عاملان آن هشدار می‌دهیم از تجربیات تاریخی درس گرفته و آزموده را دوباره نیازمایند.

یکم آذر 1388

محمد آزادی، حمید آصفی، فریدون آقاسی، سامر آقایی، سعید آل آقا، احمد انصاری، ادیب برومند، لقاء اردلان، بانو فرشید افشار، منوچهر احتشامی، فرهاد امیر ابراهیمی، عباس امیر انتظام، محمود امامی، فرزانه اسکندری، محمد ابوالحسنی، عباس ابوذري، هادي احتظاظی، حمید احراري، طاهر احمدزاده، حسن احمدي، محسن احمدي، مصطفی اخلاقی، میلاد اسدی، مرتضى اشفاق، حسن افتخار اردبیلی، جلال اقتدارى، اعظم اکبرزاده، زهرا اکبرزاده، علی رضا اکبرزادگان، علی اکرمی، محمود امیر احمدى، مهدي امینی زاده، عبدالمجید الهامی، کمال الدین بازرگانى، پروین بختیار نژاد، هرمیداس باوند، مرتضی بدیعی، جهانشاه برومند، اکبربدیع زادگان، رحمت الله برهانى، بهروز برومند، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، فرشته بازرگان، محمدنوید بازرگان، مختار باطولی،
محمد بذرپور، محمد برقعی، محمد بسته نگار، مهدي بسته نگار، محمد حسین بنی اسدي، عماد بهاور، محمد بهفروزی، حمید بهشتی، صفا بیطرف،  محمد بهزادی، مسعود پدرام،  حسن پارسا، عباس پوراظهرى، رضا پویان، حبیب الله پیمان، مجید پیمان، عبدالرضا تاجیک، عباس تاج الدینی، مصطفى تنها، ناصر تکمیل همایون، نصرالله توکلی نیشابوری، غلام عباس توسلى، محمد توسلى، محمدرضا توسلى، نصرالله جمشیدی، مجید جابرى، رضا حاجى، بهمن حافظى، طه حجازى، حمید حدیثی، اسماعیل حاج قاسمعلی  حسین حریرى، حمید حسامی، آیدین حسنلو، بهزاد حق پناه، جمشید حق گو، ابوالفضل حکیمى، عبدالکریم حکیمى، مجید حکیمى، محمد رضا حمسى، محمد حیدري، جعفر خائف، جلال جلالی زاده، ابراهیم خدادادى، امیر خرم، عیسی خان حاتمی، حسین خشایار دوست، محمد حسین ختنی فر، خلیل خلیلی بو، حسین خطیبی، محمد خطیبی، ابراهیم خوش سیرت سلیمی، اسماعیل خوش محمدى، هوشنگ خیراندیش، رسول دادمهر، محمد علی دادخواه، محمد دادي زاده، محمد مهدى دانشیان، محمود دل آسایى، داود درگاهی، سعید درودی، پرویز دلیری، جمال درودی، امیرخسرو دلیرثانی، عباس دهقان نژاد، مصیب دوانى، ابراهیم دینوي، محمد صادق ربانى، محمدصادق رسولی، تقی رحمانی، سامان رحمانی، محمدجواد رجائیان، عباس رخافی، منصور رسولی، جهانگیر رضوی، حسین راضی، علیرضا رجایى، علی رشیدی، احد رضائى، اصغر رضائى، بهمن رضا خانى، حسین رفیعى، جواد رهبری نیا، مهدى رهنما، رضا رئیس طوسى، مهدي رنجبر، رقیه زارع پور، کوروش زعیم، محمود زندیان، حیدری، محمد ابراهیم زمانی، جمال زره ساز، علی زرین، پرویز زندى نیا، علیرضا ساریخانى، عزت الله سحابى، حسین سکاکی، هاله سحابى، خسرو سیف، محمود سعیدزاده، محمد سرچمى، بیوك سعیدي، عبدالفتاح سلطانی، مرتضی سلطانیه، سید حسن سیدزاده هاشمی، احمد ساعی، خسرو سعیدی، سیدمحمد سجادی، مرتضی سمییاری، محمود بصیر شاد دل، ابراهیم شاکرى، موسی شیخ زادگان، على شاملومحمودي، حسین شاه اویسی، حسین شاه حسینى، جواد شرف الدین، حسن شهیدی، الله وردى شمبورى، احمد شهامت دار، هاشم صباغیان، احمد صدر حاج سیدجوادى، رضا صدر، مهدى صراف، فضل الله صلواتى، حمید رضا صمدي، حسن علی صارم کلالی،  سیاوش صحت، محمد صاحب محمدی، مهدی صراف، سعید صاحب محمدی، جلیل ضرابی، على اشرف ضرغامى، فریدون ضرغامى، اعظم طالقانى، امیر طیرانی، طاهره طالقانى، نرگس طالقانى، اکبر طاهرى، رئوف طاهرى، محمد طاهرى، مهدی عربشاهی، روئین عطوفت، محمدباقر علوى، باقر علایی، علی علوی، رضا علیجانی، سید جعفر عباس زادگان، هما عابدی، جمشید عزیزي، محمود عمرانى، حسین عزت زاده ، على اصغر غروى، علیرضا غروى، ماجد غروى، محمد حسین غفارزاده،  سعید غفارزاده، مسیح غروي،  على غفرانى، فریده غیرت، باقر فتحعلی بیگی، ارسلان فلاح حجت انصاري، مقصود فراستخواه، ناصر فربد، محسن فرشاد، اصغر فنی پور، ابوالقاسم فروزان، پویان فخرآیی، غفار فرزدى، حسن فرح آبادي، اسماعیل فاضل پور، فاطمه فرهنگ خواه، حسن فرید اعلم، فرزاد قاسمی، عباس قائم الصباحی، خسرو قشقایى، ماهرو قشقایى، مهدي قلی زاده اقدم، عبدالحسین قمی زاده، حسن قدیانی، باقر قدیری اصلی، عبدالمجید قندى زاده، نظام الدین قهارى، مصطفى قهرمانى، حجت الله قیاسى، رحمان کارگشا، اسداله کارشناس، امیر حسین کاظمی، مرتضى کاظمیان، منوچهر کیهانی، هادي کحال زاده، خسرو کردپور، مسعود کردپور، على کرمى، فریدون کشکولی، ناصر کمیلیان، بهناز کیانی، پروین کهزادى، فاطمه گوارایی، محمود گرگین، علی اصغر گل سرخی،  بیژن گل افرا، مسعود لدنی، فرهاد لقایی، احسان مالکی پور، محمد تقى متقى، حسین مجاهد، مرضیه مرتاضی لنگرودی، محسن محققى، نرگس محمدي، نوشین محمدي، سیمین مخبر، فرزین مخبر، اسد موسوی، فضل الله مشایخ، رشید مظفری سردشتی، مصطفی ملافر، سیاوش مقدم، محمد محمدى اردهالى، سید على محمودى، پریچهر مبشری، صادق مسرت، منوچهر ملک قاسمی، هرمز ممیزی، ابراهیم منتظری، فرید مرجایی، سید حسین موسویان، مهدی موید زاده،  حسین مدنی، سعید مدنى، ماشاءالله مدیحى، مصطفى مسکین، رضا مسموعى، عباس مصلحى، مهدي معتمدي مهر، محمد جواد مظفر، احمد معصومی، علی اکبر موینی فر، حمید منزه، یاسر معصومی، مرتضى مقدم، کاظم ملکی، مهدی ممکن، خسرو منصوریان، کیوان مهرگان، محمد جواد مظفر، مرتضی مقدم، ضیاء مصباح، خدایار محبی، قدرت منصوری، سیدرضا موسوى سعادت لو، على مومنى، محمودمومنى، امیر میرخانى، سید محمد وحید میرزاده، مهدي ناطقی، حسن نراقى، رضا نخشب، علی اکبر نقی پور، امین نظری، ابوالفضل نیماوری، بهرام نمازی، محمد حسین نائینیان، خسرو نجارزاده، محمود نکوروح، امیر نکوفر، محمد تقى نکوفر، مهدی نوربخش، فخرالسادات نوربخش، منوچهر نوربخش، غلامرضا نیک صفت، جعفر نقمی،  رسول وریایى، محمد وفایی، حمید وارسته، مراد همتی، هادى هادى زاده یزدى، احمد هادوی، فریدهاشمی،  ناصر هاشمی، بهاره هدایت،  علیرضا هندى، احسان هوشمند، پرویز همایونی، علی فرید یحیایی، رحیم یاورى، ابراهیم یزدى، حسن یوسفیان آرایی، لطف الله یوسف قهاری، میر محمود یگانلی.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 0:58  توسط هواداران جبهه ملی ایران   | 

داریوش فروهر به سال ۱۳۰۷ در یک خانواده مسلمان در اصفهان [۱] به دنیا آمد. او از ۱۵ سالگی و پس از آشنایی با مصدق، زندگی سیاسی خود را آغاز کرد و در دوران فعالیت سیاسی خود، پیش از انقلاب ایران بیش از ده بار بازداشت و زندانی شد. تجربه ۱۵ سال زندگی در زندان، او را سمبلی از مبارزه ساخت تا آنجا که برخی دوستان وی، زندان را خانه دوم او نامیدند.

داریوش فروهر در آذرماه ۱۳۲۷ و در سن ۲۰ سالگی به عضویت در گروه مکتب درآمد که هسته مرکزی یک گروه سیاسی ملت‌گرا و مبارز بود. گروه مکتب سه سال بعد در یکم آبان ماه ۱۳۳۰ تبدیل به حزب ملت ایران شد و داریوش فروهر نیز به عضویت در کمیته موقت رهبری این حزب درآمد. او در هفدهم دی ماه همان سال و در سن ۲۳ سالگی به دبیری حزب ملت ایران انتخاب شد و به واسطه فعالیت‌های سیاسی‌اش پس از کودتای ۲۸ مرداد، برای دستگیری زنده و یا تحویل مرده‌اش جایزه تعیین شد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 1:39  توسط هواداران جبهه ملی ایران   | 


مراسم بزرگداشت هشتمين سالگرد شهادت دو سرو سرفراز آزادی و مردمسالاری و استقلال ايران شهيدان داريوش فروهر و پروانه فروهر يكم آذرماه ساعت ٣٠/١٦ الی بعد از ظهر در خانه آن دو شهيد واقع در خيابان سعدی شمالی خيابان هدايت كوچه شهيد مرادزاده پلاك ٢٢ برگزار میگردد.

هم ميهنان یازده سال از فاجعه قتل داريوش و پروانه فروهر می گذرد.
ما فرزندان هميشه داغدار را در بزرگداشت آن دو سردار ميهن تنها مگذاريد.
زمان: یکشنبه يكم آذر ماه از ساعت ٣٠/١٦ الی ١٩ بعد از ظهر
مكان: خيابان سعدی شمالی، خيابان هدايت كوچه شهيد مراد زاده پلاك ٢٢ خانه فروهرها
پرستو فروهر- آرش فروهر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 20:7  توسط هواداران جبهه ملی ایران   | 

خبرگزاری جبهه ملی ایران

JMINEWS : جبهه ملي ايران در انتخابات اخير رياست جمهوري شركت نكرد چون آنرا سالم و آزاد نمي دانست. با توجه به وقايع پس از انتخابات گام بعدي جبهه ملي ايران چيست و راهكار براي خروج از بحران فعلي كشور چيست؟

اديب برومند : جبهه ملي ايران غير از اعضاي شوراي مركزي كه مجاز در شركت در انتخابات نبودند اعضاي سازمانها و هواداران پيرامون خود را در اين مورد مختار گذاشت و در اعلاميه اي كه در تاريخ 5 خرداد منتشر كرد به كار گيري مصلحت و تعقل را سفارش نمود. پس از آن چون سلامت و صحت برگزاري انتخابات مورد اعتراض ميليونها نفر قرار گرفت جبهه معتقد به تجديد انتخابات و رعايت جانب راهپيمايان آرام بود ولي متاسفانه دولت به اين موضوع ترتيب اثر نداد و به اقدامات سركوبگرانه خونين دست زد كه در نتيجه آن جنبش سبز در صحنه ملي سياست ايران پا گرفت. اكنون دولت وظيفه دارد كه به جاي سركوب از طريق مسالمت به خواسته هاي قانوني اين جنبش تن در دهد و مردم ايران را بيش از پيش ناراحت و خشم آلود نسازد.
جبهه ملي ايران معتقد است كه اقدامات خشونت آميز موجب جري تر شدن انبوه مردم ناراضي و عصباني است و راهكار درست نرم خويي و احترام به تجمع هاي قانوني مي باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 20:6  توسط هواداران جبهه ملی ایران   | 

 

 حزب ملت ایران:

داد خواهیم این بیداد را :

در اول آذر ماه سالگرد شهادت  قهرمانان ملی پروانه و داریوش فروهر در منزل شادروانان  خانه آزادی خیابان هدایت تهران ساعت ۴ بعد از ظهر درکنار خانواده آنان و جانشین فروهر، خسرو سیف گرد هم آییم.

رسانه شمایید اطلاع رسانی کنید.

پاینده ایران


۱ میدان انقلب - خیابان انقلب - پیچ شمیران - کوچه مرادی نور
۲ میدان امام حسین - پیچ شمیران - کوچه مرادی نور
۳ خیابان شریعتی - پیچ شمیران - کوچه مرادی نور
۴ میدان بهارستان - خیابان صفی علیشاه - کوچه مرادی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 0:47  توسط هواداران جبهه ملی ایران   | 

بر اساس اخبار خبرگزاری های معتبر جهان تلاش خانواده، سازمانهای حقوق بشری و سیاسی، به نتیجه نرسیده و احسان فتاحیان، هموطن کرد 27 ساله ما صبح امروز به دست جنایتکاران جمهوری اسلامی اعدام شده است. فتاحیان به جرم عضویت در یکی از گروه های سیاسی کرد از مرداد ماه سال گذشته در شهر کامیاران بازداشت شد. در سه ماه اول بازداشت در سلول انفرادی، تحت شکنجه‌های جسمی و روحی شدید قرار گرفت و در دادگاه بدوی به 10 سال زندان محکوم شد. پس از اعتراض وی و دادستان شهر کامیاران پرونده او به دادگاه تجدید نظر ارسال گردید و این دادگاه بر خلاف عرف قضایی و قانونی، حکم دادگاه بدوی را به حکم اعدام تبدیل نمود.

فتاحیان در نامه مورخ 18 آبان خود نوشت: "مدتی کوتاه پیش از تبدیل حکم، مجددا از زندان مرکزی سنندج به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل و در آنجا از من خواسته شد طی یک مصاحبه ویدیوئی به اعمالی ناکرده اقرار و کلمات و جملاتی در رد افکار خویش بر زبان آورم. علی رغم فشارهای شدید، من حاضر به قبول خواسته نامشروع آنان نشدم و آنها نیز صراحتا گفتند حکمم را به اعدام تبدیل خواهند نمود".

سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور اعدام این هم میهن کرد، اعدامها و دیگر اعمال جنایتکارانه جمهوری اسلامی را بشدت محکوم نموده، اعلام میدارد که حکومت نا بخردانه تصور میکند با ادامه خشونت ها از سقوط حتمی خود جلوگیری خواهد نمود.

هیات اجرائی سازمانهای جبهه ملی ایران در خارج از کشور

مهندس کامبیز قائم مقام ـ مهندس بهمن مبشری - دکتر همایون مهمنش

بیستم آبان 1388 برابر یازدهم نوامبر 2009

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 0:10  توسط هواداران جبهه ملی ایران   |